درسرزمینی که «من»، «نم» زده است،
و «یار»، «رای» عوض کرده ،
و «راه» گویی «هار» شده
و «روز» به «زور» می گذرد ...
و «آشنا» را جزء در «انشا» نمی بینی
و چه «سرد» می چشی این «درس» زندگی را!
و اینجاست که «مرگ» برایم «گرم» می شود ...
چرا که «درد» همان «درد» است !!!
گلخانه فکر...
ما را در سایت گلخانه فکر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 161