وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی عدم چشم تو را هیچ از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این بررسی از مرجع دیوانگی طبق کپی رایت و بررسی از مرجع عاقلی طبق کپی رایت
یک آن بُد این عاشق شدن، دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم، شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو، نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این بررسی از مرجع دیوانگی طبق کپی رایت و بررسی از مرجع عاقلی طبق کپی رایت
ما را در سایت گلخانه فکر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 171