داریوش - مهرجویی - روایت می کند:بهدلیل مسائل اقتصادی، سینمای ایران کمی لنگید. چند پروژه داشتیم که هر کدام با بنبست روبهرو شد، سیستم، سرمایهگذاری را به هم ریخت و فضای جدیدی را بهوجود آورد که مشکل میشد در آن فیلمی ساخت. البته همچنان میخواهیم فیلم جدیدی را شروع کنیم. سینما و فیلمنامه با رماننویسی - فرق نمیکند.
هر فیلمنامهای مثل رمان میماند، همان عواملی که در رماننویسی - مطرح است در فیلمنامهنویسی هم وجود دارد. مشخص کردن شخصیتها و بال و پر دادن به آنها در مسیر داستان که باعث میشود داستان جذاب و خوبی شود؛ بهخصوص اینکه در سینما باید درهمان پرده اول با فیلمنامه تماشاگر را تسخیر کرد تا دو ساعت با تو بیاید.خوشبختانه شش رمان نوشتم و امیدوارم بتوانم ادامه دهم. من کار نقاشی هم میکنم و آثار جدیدی کشیدم که قرار است به زودی به نمایش در آید. خلاصه اینکه سعی میکنم خودم را مشغول کنم تا دچار افسردگی و ملال نشوم. امیدوارم کتاب «برزخ ژوری» را با دقت بیشتری بخوانید چون مسائل جدید روز در آن مطرح میشود. این رمانها ربطی به فیلم نامهها ندارد؛ ولی هرکدام میتواند یک فیلمنامه باشد و قابل برداشت سینمایی هم هست. اولین رمانی که نوشتم «بهخاطر یک فیلم بلند لعنتی» به تشویق دوستی بود. رمان در آمد و مردم خوششان آمد و تشویق شدم و رمانهای دیگر را نوشتم.
گلخانه فکر...ما را در سایت گلخانه فکر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 152