همزیستی بینش وکنش در نزد میکل آنژ
روزی میکل آنژ درحینی که داشت تخته سنگ مرمری عظیمی رادر جاده دهکده به طرف پائین می غلتاند،دوستش از او پرسید:«با این تخته سنگ به کجا می روی؟» می گویند که پیکرتراش جواب داد:«می خواهم فرشته ای را که در این سنگ زندانی است آزاد کنم!» او با آن سنگ به کارگاه اش رفت،آن را تراشید وآن قدر بینش خود را درباره شکل آن تغییر دادتا سنگ صورت فرشته ای را به خود گرفت.چندی بعد،آن دوست به کارگاه میکل آنژ رفت،در مقابلش فرشته زیبای مرمرینی ایستاده بود.او با شگفتی پرسید:«چگونه چنین شاهکاری تراشیدی؟»میکل آنژ پاسخ داد:«این در دل سنگ زندانی بود.تنها کاری که من کردم این بود که قسمت هایی را از آن دور نمودم که شبیه فرشته نبود».
اگر میکل آنژ بینشی با خود نداشت که اورادرپی خود بکشاند وراهنمای کنش او باشد،محصول کاراوجزتلی ازتراشه های بی فایده نبود واگراوبا اسکنه ای که در دست داشت به کار روی قسمت های خاصی از آن سنگ نپرداخته بود،سنگ به صورت حجمی بی شکل باقی می ماند!شاهکاری که اوبه وجود اورد نتیجه تعامل درست بین بینش و کنش بود.
ما را در سایت گلخانه فکر دنبال میکنید
برچسب: چهارمحال بختیاری,چهارم جولای,چهارمضراب,چهارمحال بختیاری گردشگری,چهارمحال,چهار مغز,چهارمین پادشاه گوگوریو,چهارمضراب اصفهان,چهارمین ماه میلادی,چهارمضراب دشتی پایور, نویسنده: بازدید: 139